عزت نفس ویژگی اکتسابی است یا موهبتی خدادادی ؟

بدون دیدگاه

عزت نفس ویژگی اکتسابی است یا موهبتی خدادادی در ادامه سری درس های عزت نفس این بار در پی جواب دادن به این سوال هستیم که آیا عزت نفس ویژگی اکتسابی است یا موهبتی خدادادی

در این مورد دیدگاه های مختلفی وجود دارد. بعضی عزت نفس را ثابت می دانند. که در دوران کودکی شکل گرفته و تا آخر عمر با انسان همراه است. و بعضی دیگر آن را صفتی قابل اکتساب می دانند.

دیدگاه اول:

آنان که عزت نفس را موهبتی خدادادی قلمداد می کنند بر این عقیده هستند. ما اسیر عادات شکل گرفته خود هستیم و نمی توانیم از بند آن ها رها شویم. هنگامی که در کودکی احساس فقر و بی احترامی به خود را یاد گرفته ایم و این عادات موتور محرکه تصمیمات ما می شوند. و ما خود را دوست نداریم و در برخورد با مسایل سخت زندگی همیشه بازنده ایم این دست از روانشناسان اثری ثابت و تغییر ناپذیر را بر انسان حاکم می دانند که در کودکی شکل گرفته است. به راستی که جبر سایه ای بر زندگی انسان است.

شاید با کمی دقت انسان هایی را در اطراف خود بیابیم که هیچگاه در خود این قدرت را نمی بینند که به سوی کمالات انسانی و شکستن این عادت ها پیش روند و همیشه محکوم دست سرنوشت باقی می مانند.

دیدگاه دوم:

اما دیدگاه دوم انسان را موجودی مختار می داند که حاکم بر سرنوشت خویش است و می تواند تمام کمبود ها و کاستی هایی که در زندگی مخصوصا دوران طفولیت برایش ایجاد شده را از بین برده و بر آنان فائق آید این دست آدم ها نیز در کتاب ها و اطراف ما بسیار زیاد دیده می شوند. چه بسیار انسان هایی که در بدترین شرایط زندگی به سر می برده اند و از جامعه و خانواده طرد شده و با این حال توانسته اند به بالاترین مدارج کمال انسانی دست پیدا کنند.

دیدگاه سوم:

ما در آپورا راه سومی را برگزیده ایم. و آن مسیری است که از بین دیدگاه اول و دوم می گذرد. اختیار کامل و جبر مطلق را قبول نداشته و هر دوی این عوامل را  در زندگی انسان تاثیر گذار می دانیم. چرا که دوران کودکی دوان ساخته شدن شاکله انسان است اما این شاکله قابل دستکاری و بهبود می باشد شاید نتوان آن را به طور کامل بهبود داد اما می توان به میزان بسیار زیادی در آن تغییر ایجاد کرد.

ما عزت نفس را مانند ضربان قلب در نظر می گیریم که هر لحظه با انتخاب های خود می توانیم آن را بهبود داده یا فرو بکاهیم. برای اینکه این بحث روشن تر کرده باشیم به چند مثال اکتفا نموده و جمع بندی نهایی را انجام می دهیم.

مثال هایی در زمینه کسب و کار:

زمانی که یک قرارداد همکاری با ارزش مالی خوب پیشنهاد می شود و شما با سنجیدن ابعاد آن  و علم بر اینکه از توان انجامش در این بازه زمانی بر نمی آیید. بر وسوسه احساسی آن غلبه کرده و آن را رد می کنید. بر عزت نفس خود افزوده اید.

یا زمانی که در مسیر کاری خود قرار دارید و عوامل مزاحم و نویز های اطراف در حال دل سرد کردن شما از راه پیشرو هستند. و شما با گوش دادن به ندای درون خود به سمت هدف شفاف حرکت می کنید. باز هم بر میزان عزت نفس خود افزوده اید. این مثال ها را با در جهت عکس آن بسنجید. هنگامی که شما در تنگنای مالی قرار دارید و بجای رفع مشکل اصلی در صدد بر می آیید که پروژه های بیشتر را بر دارید یا در صنعت خود محصولات را بدون در نظر گرفتن توان بازار عرصه می نمایید شاید که سود بیشتر نصیبتان شود. خود را در دام مشکلاتی می اندازید  که در ادامه سد راحتان خواهد شد که در نهایت منجر به کاسته شدن از عزت نفس می شود.

مثال هایی در زمینه شخصی:

در زمینه شخضی نیز کوچک ترین انتخاب های ما می تواند بر عزت نفس ما تاثیر بگذارد مثلا هنگامی که صبح زود بیدار می شویم و هنگام خروج از منزل کفش خود را واکس می زنیم بر احترام به نفس خود به عنوان یک انسان محترم افزوده ایم و عزت نفس خود را رشد داده ایم.

یا هنگامی که مشغول ارتباط با دیگرانیم به علت مکانیز احترام به خود نگذاریم دیگران به ما توهین کنند و با ما ارتباطی سالم ایجاد کنند بر عزت خود افزوده ایمو که خود در نهایت باعث صفات دیگری می شود که کاریزما یکی از آن هاست.

برعکس این ماورد را در نظر بگیرید هنگامی که شما با ظاهری نا مرتب در انظار عمومی ظاهر می شوید به علت احترامی که برای خود قائل نشدید احترام دیگران را نیز از دست می دهید و عزت نفس خود را می کاهید.

 

 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.