تفاوت عزت نفس با حس غرور و مباهات به خود

بدون دیدگاه

تفاوت عزت نفس با غرور و افتخار 

بسیار اتفاق می افتد که  ما در زندگی واژه ها را بجای یک دیگر به کار می بریم و بدون درنظر گرفتن بار معانی آن واژه و ندانستن تعریف واضحی از آن این ویژگی ها را به هم نسبت داده و بجای هم بکار می بریم.

آپورا در این درس قصد دارد که احساس غرور و افتخار را با عزت نفس مقایسه کرده و سر چشمه آن را بیان نمیاد.

 افتخار پاداش احساسیِ موفقیت است. گناه و چیز بدی نیست که کسی به آن غلبه کند، و ارزشی تحصیل کردنی است. 

ناتانیل براندن

خاستگاه عزت نفس با احساس شایستگی و ارزشمند بودن ارتباط دارد و احساس غرور و افتخار ناشی از احساسی است که بخاطر موفقیت هایمان تجربه می کنیم.

عزت نفس کاری که باید انجام شود را در نظر می گیرد و می گوید که ((من می توانم)).و غرور و افتخار به آنچه انجام شده است نظر می اندازد و می گوید ((این کار را کردم)).

این نکته را هم باید در نظر داشته باشید که افتخار کردن با نخود و تکبر متفاوت است و ریشه های متفاوتی دارد. سرچشمه ی افتخار رضایت خاطر است و ما در این احساس نمی خواهیم چیزی را ثابت کنیم و تنها از انجام کار انجام شده لذت می بریم.

افتخار کردن به اشتباه کردن نیز ارتباطی ندارد ممکن است ما به کاری که اشتباه هم انجام داده ایم افتخار کنیم.

حال بگذارید به این سوال جواب بدهیم آیا همیشه موفقیت با افتخار کردن همراه است؟

دوستی را داشتم که در زمینه کاری خود بسیار موفق بود. ولی به موفقیت هایش افتخار نمی کرد. پیدا کردن مشکل او زیاد دشوار نبود او همیشه در صدد این قضیه بر می آمد که محبوب دیگران باشد و بخاطر همین از بچگی دنبال رضایت خاطر خانواده ی خود بر آمده بود و آنها بجای او تصمیم گرفته بودند که چه رشته ای را تحصیل کند و چه کاری را انجام دهد.

و همیشه تسلیم خواسته های دیگران بود این گونه هرگز به احساس رضایت و مباهات از موفقیت هایش دست پیدا نمی کرد.

برای اینکه بدانیم این مشکل از کجا بروز می کند طرح این سوال بسیار اساسی و مهم است. چه کسی اهداف شما را انتخاب می کند؟ خود شما یا اشخاص مهم زندگیتان؟

باید بدانید که عزت نفس و احساس غرور و افتخار از ارزش های دسته دومی حاصل نمی شوند. ما برای موفق شدن نیاز داریم که با ذهن، قضاوت و رعایت ارزش های خود زندگی کنیم.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.